الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )
168
أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )
يطعن نفسه بمدية و لا يخرج الدم بل قد تنكشف له الحيلة بسهولة » . برگرديم به اصل بحث ؛ مستدل مىگويد : عادتا محال است كه همهء امت بر خطا اجتماع كنند . مصنف گفته است كه خير ، جاى تعجب نيست ، بلكه احتمال خطا در اينگونه موارد امرى كاملا ممكن است ، بلكه در خارج هم موجود است . مثلا يهوديان قطع دارند كه نبوت جناب عيسى عليه السّلام و حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم باطل است ، ولى به اعتقاد ما مسلمانان اين اتفاق خطاست يا مثلا ماديون عالم قطع دارند به ازليت ماده و ماوراى ماده موجودى و حقيقى را قبول ندارند درحالىكه به اعتقاد ما چنين اجماعى فاسد و باطل و خطاست و . . . پس احتمال خطا ، بلكه وقوع آن در اتفاق يك امت كاملا محتمل است ، بلكه احتمال خطاى در اتفاق بر يك امر نظرى و استدلالى به مراتب بيشتر است از احتمال خطا در اتفاق بر نقل يك حادثه چونكه عوامل خطا در آنجا بيشتر است از قبيل شبهه ، عادت ، تقليد و . . . 2 . برفرض كه اين دليل عقلى كامل باشد و از اشكال اول غمض عين كنيم مىگوييم : چرا شما اين سخن را فقط در رابطه با صحابه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مىگوييد ؟ يا چرا فقط اختصاص به مسلمين و يا علماى مسلمين و يا علماى اهل سنّت مىدهيد و باقى مانده را خارج مىسازيد ؟ دليل اين اختصاص چيست ؟ آيا بهتر نيست كه بگوييد : هر امتى اگر بر امرى از امور نسل اندر نسل اتفاق كردند آن سخن حق و صواب خواهد بود ؟ پس بايد اتفاقنظر يهوديان بر عدم نبوت مسيح و خاتم الأنبياء نيز مقبول باشد ، اتفاقنظر علماى هيئت از زمان بطليموس تا زمان كپلر و كپرنيك هم بايد صحيح باشد و . . . شما چه دليل داريد بر اختصاص اين مطلب به مسلمين يا فقهاى مسلمين ؟ هيچ راهى نداريد مگر اينكه از طريق روايات يك امتيازى را براى امت اسلامى ثابت كنيد كه طبق آن امتياز قول و اجماع امت اسلامى حجت است ، ولى اجماع ديگران حجت نيست و آن امتياز عبارت است از عصمت امت از خطاى كه ساير امتها معصوم و مصون از خطا نيستند ، ولى امت اسلامى معصوماند طبق گفته فلان حديث يا آيه و اگر اين باشد ديگر طريق عقلى كنار مىرود و مدرك حجيت اجماع همان كتاب و سنت خواهد بود كه جواب داديم درحالىكه شما مدعى هستيد